محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

6347

تاريخ الطبرى ( فارسي )

بياورد . در همين روز از همين ماه ، سليمان بن عبد الله طاهرى ولايتدار مدينةالسلام و سواد شد و خلعتهايى براى وى فرستاده شد و بر خلعتهايى كه به عبيد الله بن عبد الله - طاهرى مىداده بودند چيزى افزودند . در همين روز مهتدى را به جوسق پس فرستادند و عبد الله بن محمد يزدادى را به حسن بن مخلد تسليم كردند . در همين روز براى جستن صالح بانگ زدند و هشت روز مانده از صفر اين سال صالح بن وصيف كشته شد . سخن از سبب كشته شدن صالح بن - وصيف و چگونگى يافتن وى از آن پس كه نهان شده بود گويند : سبب آن بود كه مهتدى به روز چهارشنبه ، سه روز مانده از محرم سال دويست و پنجاه و ششم ، نامه اى بنمود و از گفتهء سيماى شرابى گفت كه زنى آن را به نزديك قصر احمر آورده و به كافور گماشتهء ( 441 حرم داده و به دو گفته كه در آن اندرزى هست و منزل من در فلان جا است ، اگر مرا خواستيد آنجا بجوييد . نامه را به مهتدى رسانيدند و چون نياز افتاد كه با زن در بارهء نامه سخن كنند . او را در جايى كه گفته بود بجستند اما يافت نشد و خبرى از او به دست نيامد . به قولى مهتدى اين مكتوب را به دست آورد و ندانست كى آن را انداخته بود . گويند كه مهتدى سليمان بن وهب را در حضور جمعى از وابستگان پيش خواند كه موسى بن بغا و مفلح و بايكباك و ياجور و بكالبادار از آن جمله بودند با كسان ديگر ، نامه را به سليمان داد و به دو گفت : « اين خط را مىشناسى ؟ »